تبليغاتX
برای تو ...
یکشنبه 1385/07/30

 

 

 

عيد  فطر بر همگان مبارك

 

 

نوشته شده توسط ابوالفضل بهرامیان  | لینک ثابت |

نکند فرشته ای تو پنجشنبه 1385/07/27
 

عزیزم تو جاده فدا شدن 

او که هرگز نمیشه خسته منم

اونی که با صد امید و آرزو

 دلش رو بسته به عشق تو  منم

آخه تو  پاک و نجیبی

تو  یک احساس عجیبی

نکند فرشته ای  تو

 

تا ندای عشق رسید بر من

شوق زندگی دمید بر من

آخه تو  پاک و نجیبی

تو  یک احساس عجیبی

نکند فرشته ای  تو

 

میخوام تو دریای چشمات

تا جون دارم شنا کنم

میخوام حساب خودم را

از عاشقات جدا کنم

میخوام عشق و جنونم را

راهی قصه ها کنم

فدا شدن برای تو دلیل زنده بودن است

آخه تو  پاک و نجیبی

تو  یک احساس عجیبی

نکند فرشته ای  تو

 

نوشته شده توسط ابوالفضل بهرامیان  | لینک ثابت |

پیام مهم آب چهارشنبه 1385/07/26

 

  پیام مهم آب

( برگرفته از سایت بازتاب )


يك محقق ژاپني با انتشار يافته‌هاي تحقيقات خود مدعي شد كه مولكول‌هاي آب نسبت به مفاهيم انساني تأثيرپذيرند.
نظريه اين محقق ژاپني كه تاكنون از سوي مؤسسات علمي فيزيكي و زيست‌شناسي مورد تأييد قرار گرفته است، مبتني بر بررسي نمونه‌هاي فراواني از كريستال‌هاي منجمدشده آب و مقايسه آن با يكديگر است.
پروفسور «ايموتو»‌كه يافته‌هاي خود را در سه جلد كتاب ارائه كرده است، معتقد است كه مفاهيم متافيزيكي محيط بر روي تركيب مولكولي آب تأثير مي‌گذارد.
اين دانشمند ژاپني كه فارغ‌التحصيل دانشگاه يوكوهاماست، داراي يك مؤسسه تحقيقاتي به نام SHM در ژاپن است كه امور تحقيقاتي مربوط به كريستاليزه شدن آب را در آنجا انجام مي‌دهد.
 
آب، پيام مهمي براي ما دارد. آب به ما مي‌گويد كه نگاه عميق‌تري به خودمان بيندازيم. زماني كه با آيينه آب به تماشاي خود مي‌نشينيم، اين پيام به طور شگفت‌آوري خود را شفاف و درخشان مي‌كند. مي‌دانيم كه زندگي بشر مستقيما به كيفيت آبي كه در اطراف ما يا درون بدن ماست، روي آورده است. تصاوير و اطلاعات ارائه‌شده در اين مقاله،‌ بازتابي از فعاليت «ماسارو ايموتو»، محقق خلاق و روياپرداز ژاپني است. «ايموتو» كتابي با نام «پيغام آب» منتشر كرده كه برگرفته از يافته‌هاي تحقيقات جهاني وي است. اگر شما نسبت به تأثيرپذيري افكارتان از وقايع درون يا پيرامونتان شك و ترديد داريد، اطلاعات و عكس‌هايي كه در اينجا آورده شده را ببيند. اين تصاوير مستقيما بر اساس نتايج به دست آمده در كتاب انتشاريافته «ايموتو» است، مطمئنا در فكر و ذهن شما دگرگوني پديد مي‌آورد و عقايد شما را عميقا تغيير خواهد داد.
بنا بر آنچه در كتاب «ايموتو» آمده است، ما به مدارك حقيقي دست يافته‌ايم كه نشان مي‌دهد، انرژي ارتعاشي بشر، افكار، نظرات و موسيقي بر ساختار مولكولي آب اثر مي‌گذارد.
آب، ماده‌اي بسيار سازگار است، به گونه‌اي شكل فيزيكي آب به آساني با محيطي كه در آن هست، انطباق پيدا مي‌كند و نه تنها از نظر فيزيكي تغيير مي‌كند، بلكه شكل مولكولي آن نيز تغيير مي‌يابد. انرژي يا ارتعاشات محيط، شكل مولكولي آب را تغيير مي‌دهد. از اين جنبه، نه تنها آب توانايي آن را دارد كه از حيث ديداري، محيط خود را منعكس كند، بلكه از حيث مولكولي هم در انعكاس محيط اطراف خود عمل مي‌كند.
«ايموتو»، تغييرات مولكولي آب را به وسيله تكنيك‌هاي عكسبرداري و مشاهده ميكروسكوپي به صورت سند و مدرك درآورده است. به اين صورت كه وي قطراتي از آب را به صورت يخ درآورده و سپس آنها را در يك فضاي تاريك ميكروسكوپي مورد آزمايش كه از قابليت‌هاي عكاسي برخوردار بوده، قرار داده است. تحقيقات وي، آشكارا تغيير شكل ساختار مولكول آب را به نمايش گذاشته است و اثر محيط بر ساختار آب را نشان مي‌دهد.
برف، بيش از چندين ميليون سال است كه بر زمين فرود مي‌آيد و همان‌گونه كه مي‌دانيم، هر دانه برف‌، داراي شكل و ساختار خاص و منحصر به فرد است. با تبديل يخ به آب و عكسبرداري از ساختار آن، شما به اطلاعات باورنكردني‌اي آب دست پيدا مي‌كنيد.
«ايموتو» به تفاوت‌هاي جالب‌توجهي در ساختار كريستالي آب دست يافته است كه از منابع گوناگون و شرايط مختلف در روي كره زمين تهيه شده‌اند. آبي كه از نخستين محل خود از كوه جاري مي‌شود و چشمه‌هايي كه جاري هستند، طرح‌هاي هندسي بسيار زيبايي از الگوهاي كريستالي‌شده خود ارائه مي‌دهند. آب آلوده و سمي كه از نواحي پرجمعيت و صنعتي به دست آمده است و آب راكد كوله‌هاي آب و سدهاي ذخيره، به صراحت ساختارهاي كريستالي تغييريافته و برحسب اتفاق شكل‌گرفته آب را نشان مي‌دهد.


آب رودخانه سايجو ـ‌ ژاپن


آب رودخانه سانبوئيچي يوسويي ـ ژاپن


يخ قطب جنوب


چشمه‌اي در لوردز ـ فرانسه


آب درياچه بيواكو، بزرگ‌ترين درياچه در مركز ژاپن و آب استخري از ناحيه كينكي، آلودگي بدتر شده است.


آب رودخانه «يودو»ي ژاپن كه به خليج «اوزاكا» مي‌ريزد.
اين رودخانه‌ از ميان بيشتر شهرهاي اصلي در كاسايي مي‌گذرد.


آب رودخانه «فوجي وارا»، پيش از به جا آوردن دعا و نيايش.


آب رودخانه «فوجي وارا»، پس از به جا آوردن دعا و نيايش.

بنابراين، با توجه به عموميت موسيقي درماني، «ايموتو» تصميم گرفت ببيند، موسيقي چه اثراتي بر شكل‌گيري ساختار آب دارد. او آب مقطر را ساعت‌ها بين دو نفر كه در حال صحبت كردن بودند، قرار داد و سپس از كريستال‌هاي آن آب، پس از انجماد،‌ عكسبرداري كرد.


آهنگ «پاستورال» از بتهوون


آهنگ هوا براي رديف جي، از باخ


رقص گروهي كاواچي


موسيقي هوي‌متال

آب به صورتي زنده و تأثيرپذير به هر يك از احساسات و انديشه‌هايمان پاسخ مي‌دهد. كاملا روشن است كه آب به آساني، ارتعاشات و انرژي محيطش را به خود مي‌گيرد و جذب مي‌كند؛ خواه آلوده، سمي يا راكد و كهنه باشد. كار غيرعادي «ايموتو»، نمايشي پرهيبت است و ابزاري قدرتمند كه مي‌تواند، درك ما را از خودمان و جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم، براي هميشه تغيير دهد. هم‌اكنون مدرك قوي و محكمي داريم كه مي‌توانيم به طور مثبت، خود و سياره خود را با انتخاب افكاري كه براي انديشيدن برمي‌گزينيم و راه‌هايي كه اين افكار را به فعليت مي‌رساند درمان نموده تغيير شكل دهيم.

منبع: www.wellnessgoods.com Miraculous Messages from Water
ترجمه: سارا رمضاني

 

نوشته شده توسط ابوالفضل بهرامیان  | لینک ثابت |

باران دوشنبه 1385/07/24

 

 

When it rains
The soft grey sky
Drifts to the ground
Brown rivulets
Trickle away
Trickle away
Washing sadness down
Weather vanes
Weep and turn
Weep and turn
Forgetting in the damp and grey
That by and by
The sun will shine
Sun will shine
By and by
The sun will shine

 

نوشته شده توسط ابوالفضل بهرامیان  | لینک ثابت |

یک سال گذشت ... یکشنبه 1385/07/23

 

... امروز يك سالگي را جشن مي‌گيريم ...

 

... چون تولد  عشق  است  امروز ...

 

... و امروز همچون روزهاي ديگر ...

 

... باز تو و فقط تو در قلبم خواهي بود ...

 

نوشته شده توسط ابوالفضل بهرامیان  | لینک ثابت |

شاید پنجشنبه 1385/07/20

 

شايد  دلم  بگيره

                      براي خاطراتم

يا  شايدم  يك  روزي

                       باشي تو در كنارم

نوشته شده توسط ابوالفضل بهرامیان  | لینک ثابت |

جمعه 1385/07/14

باز غم  غريبی

                باز بی قراری

                        باز دل شکسته

                                         حالی نداری

مثل يک پرنده در کنج لانه

              باز کدام  فصل  گل  را  در انتظاری

روزهات  را بشمار

             ای  دل  آزرده  من  

                                  داغت بروي پيشاني خوردة  من

مثل برگي گريزان

                       از خشم پائيز

                                         نيمه جان از دست غم در پردة من   

حالا بگو با من

                     تو خصم خانگي را

                                        باهاش چطور ميشد كنار آمد

                                                                                  دل اي دل

حالا چطور ميشد به تو آرامشي داد

                                           با وعدة وقتي بهار آمد

                                                                                    دل اي دل

تا ميگم باران 

            ميگي ابرها عقيم‌اند

                                                قطره اي در چشمشان باران ندارند

تا ميگم بادها ، سر راه نسيم‌اند

               ميگزي لب كه نسيم‌ها جان ندارند

باز ميگم طاقت بيار  اي دل

                                       كه بال و پر نداري

               غير از اين اي همنشين

                                             تو چارة ديگر نداري

غم بايد داغون شود

                                حسرت بايد پايان بگيرد

                                                                   منتظر شو

                                                                           راهي از اين بهتر نداري

باز غم  غريبی

                باز بی قراری

                        باز دل شکسته

                                         حالی نداری

مثل يک پرنده در کنج لانه

                                     باز کدام  فصل  گل  را  در انتظاری

 

                  

نوشته شده توسط ابوالفضل بهرامیان  | لینک ثابت |

یک پست موقت پنجشنبه 1385/07/13

سلام گل رز من

امروز بهترین روزی بود که من در داشگاه تجربه کردم .  امروز جواب اعتماد به تو را گرفتم . شاید امروز به

خیلی ها ثابت شد و یا بهتر است بگویم ثابت کردی که ارزش این همه سختی کشیدن و معتمد بودن را

داشتی و انشا الله همواره خواهی داشت.

گل من ! امروز هیچ کس ، آری هیچ کس ، احساسی که من داشتم را نداشت و این از چشمهای خشک

آنان پیدا بود . البته من شاهد هم دارم و آن قطرات اشکی بود که من امروز مخفیانه از شوق میریختم.

و من پیروزمندانه و چه پر غرور در صف اساتید جولان میدادم که بنگرید این همان است که باورش

نمیداشتید و این همان است که من تا انتها باورش داشتم و دارم و انشا الله خواهم داشت .

                                     به خدا سوگند او همان است که من به توانایی هایش ایمان دارم .

امروز من گوش تیز کرده بودم تا صدای شکستن آنانی که میخواستند ما را شکسته ببیند بشنوم ، و

شنیدم، من شنیدم آنچه را که میشکست . امروز تو آن بالا بودی و من دیوار خودخواهانی که از اقتدار

دخترکی مهربان و صمیمی می شکست را به چشم دیدم .

بر خرابه های حسادت هایشان پرچم سربلندی عزیزترینم چه پر شکوه بود .

                                                                                         آری بسیار پر شکوه بود ...

                        

همیشه بهترین ها را برایت آرزو دارم و از خداوند سربلندی ، سلامتی و شاد کامی تو را خواستارم.

 

پیروز باشید

ابوالفضل بهرامیان

 

 

نوشته شده توسط ابوالفضل بهرامیان  | لینک ثابت |

بدون شرح دوشنبه 1385/07/10
 

 

نوشته شده توسط ابوالفضل بهرامیان  | لینک ثابت |

یکشنبه 1385/07/09

 

ماهی باد کنکی برای فرار از خطر خودش را باد کرد .

اول برای فرار از مار ماهی، کمی خود را باد کرد.

بعد برای اینکه از هشت پا هم در امان بماند باز هم خود را بیشتر باد کرد.

ماهی بادکنکی به خودش گفت : آنقدر خود را باد میکنم تا کوسه هم از من بترسد .

آنقدر خود را باد کرد تا از آب بیرون آمد و . . .

 

نوشته شده توسط ابوالفضل بهرامیان  | لینک ثابت |

 

امروز هم رفت . . .

یکی برای چند تا فال التماس میکرد .

یکی غضب آلود جوابش میکرد .

یک پسر کوچک خواهش میکرد تا فال بفروشد .

یک پسر بزرگ خواهش میکرد تا پسرک فال فروش دور شود .

یک پسر کوچک ، شاید دلش شکست .

یک پسر بزرگ دلی را اندوه هدیه داد.

یک پسر بزرگ دل عزیزترینش را سوزاند.

یک پسر بزرگ امروز کوچک شد ، به کوچکی یک تکه کاغذ .

چه ارزان دلی را شکست و چه بیهوده دوستی را دل سوزاند .

آنهم به بهایی اندک ، به قیمت یک فال ...

کاش پسر کوچک بر می گشت .

            کاش باز می گشت .

                      کاش ...

 

 

نوشته شده توسط ابوالفضل بهرامیان  | لینک ثابت |

 

بر سر خاك پدر، دختركي

صورت و سينه به ناخن ميخست

 

كه نه پيوند و نه مادر دارم

كاش روحم به پدر مي پيوست

 

گريه ام بهر پدر نيست كه او

مرد و از رنج تهيدستي رست

 

زان كنم گريه كه اندر خم بخت

دام بر هر طرف انداخت گسست

 

شصت سال آفت اين دريا ديد

هيچ ماهيش نيفتاد به شست

 

پدرم   مرد  ز   بي  دارويي

وندرين كوي، سه داروگر هست

 

دل مسكينم از اين غم بگداخت

كه طبيبش به بالين ننشست

 

سوي همسايه پي نان رفتم

تا مرا ديد، در خانه ببست

 

همه ديدند كه افتاده ز پاي

ليك روزي نگرفتندش دست

 

آب دادم به پدر چون نان خواست

ديشب از ديدة من آتش جست

 

هم قبا داشت ثريا، هم كفش

دل من بود كه ايام شکست

 

اين همه بخل چرا كرد ، مگر

من چه ميخواستم از گيتي پست

 

سيم و زر بود، خدائي گر بود

آه از اين آدمي ديوپرست

 

پروين اعتصامي

( روحش شاد )

 

 

 

نوشته شده توسط ابوالفضل بهرامیان  | لینک ثابت |

بنده خویش یکشنبه 1385/07/02

عمر من در پس يك حادثه جامانده، ولي

            در توان نيست كه سرايم غم خويش

 

روزگاران چـو  مسلسل به دلم مي‌تازد

            و مرا باز صدا مي كند افسونـگر خويش 

 

تـا زمـان هست و جـواني هـم هست

            شور در قصه معشوق ببيند از خويش

 

از نگاه چمن و بلبل و طوطي صـفـتـان

           آنكه از خويش نباشد برود در پي خويش

 

صوفي و زاهد و عاقل همگي بنده شدند

          خوش بحال منِ جاهل كه شدم بندة خويش

 

ابوالفضل بهراميان
( اميد )   

 

 

نوشته شده توسط ابوالفضل بهرامیان  | لینک ثابت |