گرچه دورم اما یک نفس میخوانم :
من از این شاخه های پیچ در پیچ
میان مردم پر زرق بی هیچ
در آن جایی که حتی سایه من
تو را دلتنگ باشد در شب تار
تمام آرزوی خوب و خوبان را
برای لحظه های با تو بودن
برای بودن و از تو شنیدن
برای دیدنت چون سیل صد موج
برای آرزوی شوق دیدار
هزاران بار میگویم
تو را من دوست میدارم
ابوالفضل بهرامیان
در سپیده های دور و سرد
آتشی زبانه می کشد
و مرا زبانه های آن
همچنان به صبر و دلخوشی
دلخوشی به روزهای بعد
دلخوشی به قلبهای پاک
همچنان به پیش می کشد
تا تو میرسی و آتشم
همچنان دلم برای تو
تا فلک زبانه می کشد
وز زبانه های آن ستاره ای
در میان آن شب سیاه
در سپیده ای پر از امید
از زبانه های آتش بلند
چهره تو را دوباره می کشد
ابوالفضل بهرامیان
یکشنبه ۹ / ۲ / ۱۳۸۶
فال حافظ :
رسيد مژده كه ايام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند
من ارچه در نظر يار خاكسار شدم
رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند
شاهد :
اي پستة تو خنده زده بر حديث قند
مشتاقم از براي خدا يك شكر بخند
طوبي ز قامت تو نيارد كه دم زند
زين قصه بگذرم كه سخن ميشود بلند


